نیستی - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 11:37
کاش میدانستی... حوصله فهمیدن ، این همه نبودنت را ندارم /:
تقدیر - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 20:16
تمام راه های دنیا را آزموده ام...هیچ راهی به سمت تو نیست... به هر دری که دست میزنم قفل است... و هیچ دری به روی من باز نیست... شاید این از تقدیر من است و جای هیچ گلایه نیست...
دلتنگم - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 20:15
اهنگ ها... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:24
آهنگ ها بی رحم ترین صداهای جهانندبی آنکه بخواهی تو رابه یادخاطراتی می اندازند فراموش نشدنی... حتی اگر پاکشان کنی روزی،،ساعتی،،مکانی دوباره انها را با خود زمزمه خواهی کرد...
........ - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:24
دلم برایت تنگ شده است بی معرفت...چرا برای آمدن امروز و فردا میکنی؟ این چه بازی است که راه انداخته ای؟...نمی شود تو را تشخیص داد تو با همه فرق میکنی..اما ای کاش میدانستی از این بازی که راه انداخته ای هیچ خوشم نمی اید.
عشق - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:24
عشق چیزی نیست که دوباره به وجود بیاید،دست کسی را که احساس میکنید احساستان به او عشق است محکم بگیرید زمان که بگذرد، از دستش که بدهید تنها چاره کارتان بغل کردن زانوهایتان در یک تخت خواب یک نفره است...
........... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:24
به بهترین شکل ممکن رفته ای ... به زیباترین شکل ممکن دارم میمیرم...
دلم گرفته... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:24
گاهی دلت نمیخواهد دیروزرا بیاد بیاوری... انگیزه ای برای فرداهم نداری... وحال هم که گاهی فقط دلت میخواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای از گوشه ترین گوشه ای که میشناسی بنشینی وفقط نگاه کنی!...گاهی دلگیری...شاید از خودت..!
درد من.. - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:24
درد من را بر کسی درمان نیست...گریه هایم مرحمی چون بیش نیست من که دانم چیست مرحم بر دلم...مرحمی جز اه وناله نیست نیست گر شدی مجنون چو لیلی نیز بدان مرحم لیلی بی مجنون نیست نیست درمان من اندر بیستون...درد من شیرین آن فرهاد نست
قلب دیوانه - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:24
شب و روزی ندارم که دهم دلی به کار...حال واحوال ندارم که روم سوی شراب من فقط یک چیز میخواهم الان...آن هم ارامش این خانه خراب غم تو خانه خراب کرد مرا...هم مرا هم حال را هم دل را من که دوست میدارمت با جان ودل...این قلب تو می پذیرد عشق را؟ پس چرا این سوال مانده بی جواب...یا بگو دوست دارمت معشوق من یا بگ...
عشق خاموش - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:24
چه کسی قلب مرا ویران کرد؟...چه کسی عاشق و لجبازم کرد؟ قلب من تیره و تار بود آیا؟...قلب من از دل سنگ بود آیا؟ من که در عالم خود آسوده خاطر بودم...چرا چشمان تو اینقدر داغونم کرد؟ عشق من اول جوان بود ولی ...این عشق تو بود پیر وخموش کرد مرا! عشقی که نهفته از تو در قلب من...این عشق سراسیمه عذابیست مرا!
قله ی غم - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:23
دل من تو را میخواند از دور... اما هربار که صدایت میکند... جوابی نمی شنود جز سکوت... نام تو را از بلندترین قله غم صدا زده ام... اما باز هم چیزی نشنیده ام... چرا بی جوابم گذاشته ای؟... نکند باید قله ی دیگری از غم بسازم؟... و بر بلندای آن دوباره صدایت زنم... این سال ها تمام کار من همین بوده است... پس م...
حس مرده... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:23
احساسم این روزها را تاب نیاورد ومرد...دیگر به هیچ کی و هیچ چیز حسی ندارم... سخت میگذرداین لحظات بی احساس... لحظاتی که بایدبه جای شیرینی تلخی رامیهمان لبخندم بکنم... به جای با احساس بودن کلمات بی اراده بنویسم...اما در این میان تو چگونه هستی؟... درآن دورهااماتونیزبه همین حال دچاری؟...بین منوتوفرسنگ ها...

برچسب‌های مرتبط

نیستی کنارم علیرضا روزگار | نیستی اما هنوزم کنارمی | نیستی دارم دق میکنم | نیستی انگار نیست حواسم | نیستی تو این خونه | تقدیر یک فرشته | تقدیر شادمهر | تقدیر نامه | تقدیر شروین | تقدیر شادمهر عقیلی